
آپادانا
تلفن: 88502912
خ سهروری _ ابتدای خ آپادانا _ پلاك 16 _ ساختمان پزشكان پرفسور صفائیان _ طبقه 3
آتیه
تلفن: 55376537 - 55361514
بلوار كشاورز ـ روبروی پارك لاله ـ مجتمع پزشكی لاله ـ شماره 262 ـ طبقه اول غربی
آرامش سبز
تلفن: 33333790
خ پیروزی ـ چهارراه پرواز ـ روبروی بانك تجارت ـ پلاك 752 ـ طبقه دوم
آرش
تلفن: 22085010
سعادتآباد ـ بلوار دریا ـ بعد از چهارراه مجد ـ فاز 7 شهركغرب ـ روبروی صرافها ـ ساختمان داروخانه اویس ـ پلاك 157
آریا
تلفن: 66492160
م توحید – خ نصرت غربی – مقابل آسایشگاه سالمندان توحید – مجتمع پزشكی آریا
آفتاب
تلفن: 777703961
تهرانپارس ـ فلكه دوم ـ روبروی فروشگاه رفاه ـ ساختمان بانك اقتصاد نوین ـ طبقه 4 ـ واحد 22
احیاء تندرستی
سه راه ورامین – كیلومتر اول جادة ورامین – جنب بانك تجارت
اشتری
تلفن: 55361514-55376537
خ ولیعصر جنوبی ـ نرسیده به میدان راه آهن ـ خ مختاری ـ نبش كوچه اشتری پلاك 2
به آفرین
تلفن: 44111229
بلوار آیت الله كاشانی – بعد از شقایق – جنب سازمان برنامه – ابتدای خ لاله – پلاك 7 – ط 2
بهجو
تلفن: 44072945
فلكه دوم صادقیه ـ بلوار فردوس ـ روبروی خ مالكی ـ پلاك 238
پردیس
تلفن: 55704427
خ قزوین _ خ ابوذر (فلاح سابق) _ روبروی مسجد ابوذر
تعاونی اعتیاد تهران
تلفن: 88983628
خ مفتحشمالی ـ مقابل دانشكده الهیات ـ پلاك 410
جمعیت آفتاب
تلفن: 77639072
خ سهروردی جنوبی ـ ساختمان شماره 3
دولت آباد
تلفن: 33755749
فلكة اول دولت آباد – خ شهید علی نواز – ایستگاه بورسازی –ك شهید اسماعیل خوش سید – پ 2
رازی
تلفن: 33862391
خ افسریه ـ 20 متری مسعودیه ـ ابومسلم خراسانی ـ درمانگاه شبانهروزی رازی
رازی طب
تلفن: 88827157
میدان هفت تیر ـ خ قائم مقام فراهانی ـ خ مشاهیر ـ كوچه زیبا ـ پلاك 32
رها
تلفن: 22055187-22053935
خ ولیعصر ـ بالاتر از میدان ونك ـ نبش كوچه صداقت ـ ساختمان ملت ـ طبقه 6 ـ واحد 9
رهایش
تلفن: 88777955
میدان ونك ـ كوچه صیرفی ـ مجتمع اداری ونك ـ واحد 202
سعادتآباد
تلفن: 22370145
سعادتآباد ـ بالاتر از میدان كاج ـ نبش خ پنجم ـ پلاك 2 ـ طبقه 3
سلامتی
تلفن: 22505658
بزرگراه رسالت ـ چهارراه مجیدیه ـ ضلع شرقی ـ پلاك 177 ـ طبقه سوم ـ واحد 5
سیروس
تلفن: 33962359
چهار راه سیروس ـ كوچه برهمه ـ كوچه اسلامی پلاك 9
شفا
تلفن: 77701427
تهرانپارس – خ حجربن عدی – نرسیده به فلكه دوم نبش خ 166 شرقی – پلاك 241 – واحد 4
بقیه مراکز در ادامه مطلب
![]()
یکی از ماهرترین متخصصین در زمینه ی ارتباطات، دکتر جان گرِی نویسنده ی کتاب مردان مریخی، زنان ونوسی است. او از طریق کتاب ها و سمینارهایش پیامی را منتشر می کند، او می خواهد بگوید که مردان و زنان کاملاً از هم متفاوتند و یک ارتباط طولانی و بادوام با درک کردن، قبول کردن و احترام گذاشن به جنس مخالف به دست می آید. در اینجا او به پرسشهای زیر پاسخ میدهد:
جان گرِی و گروهش چطور با یک رابطه ی مشکل دار برخورد می کنند؟
چرا ازدواج های زیادی به طلاق ختم می شود؟
مردان و زنان از یک رابطه چه انتظاری دارند؟
آیا تک همسری در یک ارتباط مهم است؟
چطور می توانید رابطه تان را با همسر سابقتان بهبود بخشید؟
چه کسی به خاطر اشتباهاتی که در یک رابطه پیش می آید مقصر است؟
مردان چطور می توانند بدون اینکه ناراحت شوند، گوش دهند؟
توصیه های جان گرِی برای افرادی که در پی قرار ملاقات گذاشتن هستند چیست؟
چطور می توان با تلخی و سختی طلاق کنار آمد؟
حتی اگر باز با فردی مشابه ازدواج کنیم، آیا می توانیم برای بار دوم موفق شویم؟
سوال: آیا می توانیددرمورد کلاس های جدیدتان برای افراد مجرد یا آنهایی که بعد از طلاق دوباره مجرد شده اند توضیح دهید؟
گرِی: اولین چیزی که در این دوره ها به آن توجه می کنیم، و اولین چیزی که افراد مطلقه قبل از شروع رابطه ای جدید باید به آن توجه کنند، این است که ببینند که اشکال کار در رابطه ی قبلی چه بوده است—بدون اینکه خیلی منتقدانه درمورد خود یا همسر سابقشان قضاوت کنند. این پیام من است: وقتی ما تفاوت های بین زنان و مردان را درک نکنیم، مشکلات کوچک برایمان تبدیل به مشکلاتی لاینحل خواهند شد.
برای مثال، مردی کم کم نسبت به همسرش علاقه اش را از دست می دهد، و این باعث جدایی آنها می شود. اگر شما به روند ارتباطات آنها در طی ازدواج نگاه کنید، زمان هایی بوده است که زن می خواسته درمورد چیزهایی صحبت کند، اما مرد سعی در حل مشکلات او داشته است، و هر دو بحث را بی نتیجه رها کرده اند. آن مرد متوجه نبوده است که زن ها گاهی دوست دارند فقط در مورد مشکلاتشان صحبت کنند، و همان موقع قصد حل کردن آن را ندارند. وقتی مردی سعی در حل مشکل می کند و موفق نمی شود، خیلی زود دست از گوش کردن به حرف های همسرش برمی دارد، درحالیکه زن هنوز دوست دارد درمورد مشکلش صحبت کند. این طریقه ی ارتباطی کاملاً بیهوده و بی نتیجه است و به هیچ وجه باعث صمیمیت نمی شود.
هر دو آنها باید مسائل و مشکلاتشان را ارزیابی کنند تا ببینند که چطور می توانند این مشکلات را حل کنند. بعضی افراد عادت دارند که از رابطه ای به رابطه ی دیگری بروند و همسران سابقشان را برای مشکلات و سختی ها مقصر بدانند و خود هیچ مسئولیتی قبول نکنند.
بعضی کارها هست که با انجام آنها شما بدترین احساس را در جنس مخالفتان ایجاد می کنید. تا زمانی که وقت نگذارید و کشف نکنید که چه چیز و چه کاری باعث خوشحالی جنس مخالفتان می شود، هنوز برای برقراری یک ارتباط آمادگی ندارید.
سوال: همه دوست دارند بدانند که چرا امروزه تعداد زیادی از ازدواج ها به طلاق ختم می شود. آیا این واقعاً به دلیل ارتباط غلط است؟
گرِی: البته این می تواند یکی از دلایل باشد، اما بگذارید مسئله را کمی عمیق تر بررسی کنیم. دلیل اینکه امروزه اینقدر طلاق زیاد شده است این است که مردان و زنان امروزه توقعات متفاوتی از یک ارتباط دارند که سابقاً اینطور نبود. ما هر روز بیشتر و بیشتر می خواهیم، اما چیزی دریافت نمی کنیم، همین باعث نارضایتی می شود. در زمان پدران ما، مادران ما آن چیزهایی که امروزه زن های ما از ما می خواهند را از پدرانمان نمی خواستند. مادران ما فقط یک حمایت کننده ی خوب می خواستند.
امروزه هر چه زنان احساس استقلال و آزادی بیشتری بکنند، بسیار کمتر نیاز به مردی پیدا می کنند که یک حامی خوب باشد. به همین ترتیب نیازهای دیگری روی کار می آیند: نیاز به عشق، صمیمیت و ارتباط. در طول تاریخ، مردان هیچوقت به درستی یاد نگرفته اند که چطور این چیزها را برآورده کنند. اگر چند نسل به عقب بروید، می بینید که هیچ صمیمیتی بین زن و مرد نبود. کار مرد این بود که از خانه بیرون برود و به خاطر خانواده اش بجنگد. او حاضر بود حتی از جانش نیز برای خانواده اش بگذرد، خانواده نیز به این نیاز داشت و آن را تقدیر می کرد. اما این چیزی نیست که زن های امروزی از همسرانشان توقع دارند. آنها می خواهند امیدها، آرزوها و دنیای درونیشان را با آنها تقسیم کنند. می خواهند که کارهایشان را با هم و درکنار هم انجام دهند. برای این توقعات، سطح بالاتری از صمیمیت مورد نیاز است که هنوز یاد نگرفته ایم که چطور آن را به دست آوریم.
ما صداقت و صمیمیت بیشتری در زندگی هایمان نیاز داریم. برای برآورده کردن آن مهارتهای جدید نیاز است، مهارتهایی که هیچوقت والدینمان یادمان ندادند. بعضی ها در فیلم ها می بینند که چقدر یک زن و شوهر صمیمی و بامحبت با هم زندگی خوشبختی را می گذرانند و وقتی به زندگی خودشان نگاه می کنند، چنین چیزی را نمی بینند. بعد فکر می کنند که چنین زندگی فقط در فیلم ها امکان دارد. اما اشتباه می کنند. این زندگی اصلاً هم غیرواقعی نیست. فقط راه رسیدن به این زندگی را بلد نیستیم.
در گذشته عشق نوعی وظیفه و الزام بود. اما این روزها عشق چیزی در قلب است، یک شور و شوق و میل به فرد مقابل است. احساسی جادویی است.
سوال: آیا واقعاً مردها و زن ها چیز متفاوتی از یک رابطه می خواهند؟ شما گفتید که زن ها عشق، ارتباط و صمیمیت می خواهند، آیا مردها هم همین چیزها را می خواهند؟
گرِی: مردها هم هرچه سنشان بالاتر می رود، 40 سال به بالاتر، همین چیزها را از یک رابطه توقع دارند. اما مردهای جوان تر دوست دارند احساس کنند که در فراهم آوردن خوشبختی همسرشان موفق بوده اند.
اگر دقت کنید که مردها بعد از ترک یک زن یا نارضایتی در یک رابطه چه احساسی دارند، ممکن است ببینید که ظاهراً بگویند "اَه خیلی غر می زد" یا اینکه "دیگر نمیتوانستم با او سکس داشته باشم" اما احساس قلبیشان این بوده است که "دیگر نمی توانستم خوشبختش کنم."
سوال: آیا تک همسری در یک رابطه مسئله ی مهمی به حساب می آید؟
گرِی: تک همسری، ریشه و اساس این توقعات جدید است که ما از رابطه مان داریم. اگر بخواهیم عشقمان پردوام باشد، حتماً باید این مسئله را رعایت کنیم. بعضی مردها طالب رابطه ی آزاد هستند تا بتوانند با هر کسی که می خواهند در کنار همسرشان رابطه داشته باشند، اما همچنان عاشق همسرانشان هستند. اما سوال اینجاست که شما که عاشق همسرتان هستید، چه نیازی به برقراری ارتباط با افراد دیگر دارید. جواب این افراد خیلی ساده است. آنها می گویند، عشق ما به همسرمان چیزی است که با هیچ فرد دیگر تجربه نخواهیم کرد. اما حقیقت نشان می دهد که آنها واقعاً همسرانشان را دوست ندارند.
اینجا پاسخ دیگری برای این سوال است: اگر شما می خواهید رابطه ای بادوام داشته باشید، باید زن زندگیتان از نظر جنسی خوب ارضا شود. چون اگر اینطور نباشد و فقط مرد ارضا شود، زن از سکس با همسر خود راضی نخواهد بود و کشش مرد به زن کمتر خواهد شد. اما اگر زن هم از رابطه ی جنسی ارضا شود، علاقه و کشش مرد به او بیشتر خواهد شد.
برای ارضا شدن زن از رابطه ی جنسی با همسرش سه ضرورت وجود دارد: اولین آن داشتن رابطه ای خوب است. دومین ضرورت تک همسری است و سومین آن داشتن عشق و علاق فرای مسئله ی جنسی است.
اگر مرد وفادار نباشد، حتی اگر زن اطلاع نداشته باشد، به این معنی است که همه ی انرژی جنسی خود را از همسرش دریغ کرده و به زن دیگری می دهد. زن نیاز دارد که توجه و محبت شوهر را لحظه به لحظه احساس کند. تک همسری این نیاز را برآورده می کند: باعث می شود که زن احساس کند پراهمیت ترین فرد در زندگی شوهرش است. همین مسئله باعث شکوفایی زن شده و جذابیت او را نزد همسرش روز به روز بیشتر می کند.
ضرورت دیگر رمانتیک و احساسی بودن است—حتی اگر دوست نداشته باشید. مردها فکر می کنند که این کارها فقط برای دوران نامزدی است، پس از ازدواج مردها اکثراً دست از این کارها می کشند. اما باید به یاد داشته باشند که همین چیزها است که عشق می آورد. اگر می خواهند که رابطه شان دوام داشته باشد و روز به روز بهتر شود، باید همان کارهایی را که در دوران نامزدی می کردید پس از ازدواج هم ادامه دهید.
البته همه ی تقصیرها گردن مردها نیست. خانم ها با شنیدن این چیزها حق را به خود می دهند اما باید بدانند که رفتار آنها هم دیگر مثل گذشته نیست. اگر همسرشان دیگر بعد از ازدواج برایشان گل نمی خرد به این دلیل است که آنها هم دیگر شوهرشان را حتی برای انجام کارهای خیلی کوچک تعریف و تحسین نمی کنند. و به جای تمجید کردن آنها شروع به گوشزد کردن خطاها و کمبودها و شکست هایشان می کنند. همین باعث می شود که عشق در رابطه از بین برود. توصیه من به خانم ها این است که کوچکترین موفقیت های همسرانشان را جشن بگیرند، پیوسته آنها را تشویق و ترغیب کنند و شکست هایشان را به رخ آنها نکشند.
سوال: یکی از ناراحت کننده ترین مسائل در ارتباطات، به خصوص آنها که به جدایی و طلاق ختم می شوند، این است که ارتباط زوج ها با هم روز به روز بدتر می شود. و وقتی پای بچه وسط می آید، بعضی مجبور به ادامه ی زندگی به خاطر بچه ها می شوند. چطور می توان از پس رفتِ ارتباط جلوگیری کرد؟
گرِی: تغییر دیدگاه بسیار در این رابطه کمک کننده است. فکر می کنید چرا پس از ازدواج مشکلات به وجود می آید؟ به این دلیل که همه ی ما بعد از ازدواج انجام کارهای قبل ازدواج را متوقف می کنیم. ما نیاز به مهارت های ارتباطی جدید هستیم. اولین قدم در یادگیری این مهارت ها این است: زن صحبت می کند، مرد گوش می دهد، زن از مرد به خاطر گوش دادنش تشکر می کند. زن احساس می کند که به نگرانی ها و دغدغه هایش توجه می شود. و مرد فقط قصد حل کردن مشکلاتش یا بحث کردن با او را ندارد. و وقتی از مرد برای گوش کردنش تشکر می کند، مرد یک مهارت مهم یاد میگیرد، اینکه به حرف ها و احساسات زن گوش دهد به جای اینکه سعی در حل مشکلات او داشته باشد.
قدم دوم از طریق گفتگو و بحث جدی است. زن صحبت می کند، مرد هم صحبت میکند و پس از بحث به نتیجه می رسند. اما قبل از داشتن این نوع گفتگو و بحث، لازم است نیاز زن (شنیده شدن حرف هایش) و نیاز مرد (تحسین شدن) برآورده شود.
سوال: فقط گوش دادن برای مرد می تواند بسیار دشوار باشد، به خصوص درمورد مسائل مربوط به طلاق، چون خیلی چیزهایی که از زبان همسرش می شنود ممکن است ناراحت کننده باشد. چطور می تواند بدون ناراحت شدن به گوش دادن ادامه دهد؟
گرِی: کاری که زن می تواند در این موقعیت انجام دهد این است که بگوید: "می دانم که شنیدن این حرف ممکن است برایت ناراحت کننده باشد و اینطور به نظر می رسد که می خواهم سرزنشت کنم، اما فقط می خواهم احساساتم را بیان کنم. چون بعد از آن احساس بهتری خواهم داشت." این حرف ها همیشه کمک کننده خواهد بود. یا میتواند بگوید: "لازم نیست کاری درمورد این مسئله انجام دهی، من فقط می خواهم حرف ها و احساساتم را با تو درمیان بگذارم."
سوال: برای آن افرادی که می خواهند دوباره به دنبال رابطه ای جدید بگردند چه توصیه ای دارید؟
گرِی: این افراد نباید به دنبال افراد کاملی باشند. "شما باید تجربه ی بودن با افراد مختلف را کسب کنید. انتظار نداشته باشید که اولین کسی که ملاقات کردید، همانی باشد که با او ازدواج کنید. اصلاً عجله نکنید."
همچنین توصیه می کنم یکی از دوره های برقراری ارتباط را بگذرانند. اگر ازدواج سابقتان به تلخی تمام شده است، سخت است که بلافاصله سراغ ارتباط جدیدی بروید. باید دوره های آموزشی را بگذرانید. دور و بر خود را با افرادی پر کنید که روابط اجتماعی و ازدواج های موفقی داشته اند. این به شما کمک خواهد کرد که کمی مثبت بیندیشید.
سوال: به نظر می رسد که بعضی افراد هیچوقت نمی توانند با طلاقشان کنار بیایند. نامه هایی از افرادی برایمان می آید که 30 سال است طلاق گرفته اند، ما هنوز همان بدخویی، عصبانیت ها و تلخی های دوران طلاق را ا خود دور نکرده اند. این افراد چه کار باید بکنند؟
گرِِِی: تلخی ها و احساسات منفی پس از طلاق را می توان با درمان های احساسی-عاطفی از بین برد. به این افراد توصیه می کنم که یک فهرست احساسی تنظیم کنند. اول لیستی از کارهای همسرشان هنگام جدایی را در آن بنویسند. همه آن چیزهای که از آن عصبانی و ناراحت هستند. بعد نامه ای به خودتان بنویسید و از احساسات و حال و هوای کنونیتان در آن بنویسید. بعد زمانش رسیده است که به مسئولیت خودتان در قبال طلاق فکر کنید. من کتابی نوشته ام که در آن به افرادی که در رابطه های قبلی خود شکست خورده اند بسیار کمک می کند. به آنها کمک میکند تا همسرانشان و خودشان را به این خاطر ببحشند تا بتوانند به زندگیشان ادامه دهند.
باید رابطه هایتان را بدون قضاوت ناعادلانه دوباره بررسی کنید. این همان بخشیدن است. بخشیدن راه رفتن به سمت ارتباطات تازه است. بعضی افراد با مشاوره و صحبت کردن با دیگران بهبود می یابند. هرکاری که می کنید، اما نباید بگذارید این دردها درونتان باقی بماند، باید به صورتی آنها را بیرون بریزید.
سوال: متخصصین بسیاری گفته اند که افراد مطلقه برای بار دوم با فردی شبیه به همان فرد سابق، اما با جسمی متفاوت ازدواج کنند. آیا ممکن است با فردی مشابه همسر سابق ازدواج کنند اما اینبار رابطه شان جواب دهد، به این دلیل که طریقه ی رفتار و برخورد را یاد گرفته اند؟
گرِی: بارها و بار ها دیده ام که ازدواج دوم یا سوم بسیار موفق بوده است. ما با افرادی مشابه همسر اولمان دوباره و دوباره ازدواج می کنیم، اما با بالاتر رفتن سن و یاد گرفتن آموزش ها ویژه و کسب تجربه های بیشتر موفق خواهیم شد. کاری که این افراد یاد می گیرند این است که از بدترین موقعیت همیشه بهترین را بسازند.
منبع: www.mardoman.com

عده اي تصور مي كنند كه اعتياد يعني استفاده مداوم از مواد مخدر نظير ترياك يا هرويين وامثال اينها . ومتاسفانه با اين تصور كه مصرف الكل موجب اعتياد نمي شود ،از اين ماده بالقوه اعتياد آور براي رفع اضطراب يا ايجاد شادي استفاد ه مي كنند.
آمارهاي رسمي وغير رسمي هم نشان مي دهد كه استفاده از الكل در مناطق مرزي از جمله شهر آستارا ،بالاتر از حد متوسط كشوري است.
در اين مقاله با توجه به اهميت موضوع اشاره اي به علايم وعوارض اعتياد به الكل ومختصرتوضيحي درباره ترك اين عادت خواهيم داشت:
ناتواني وابسته به الكل را بر اساس شدت درگيري به سه دسته تقسيم مي كنند:
مصرف مساله ساز :نوعي از مصرف است كه در عموم مشروبخواران غير حرفه اي ديده مي شود.اين افراد اگرچه هنوز وابسته نشده اند ولي هر سه نوع اصلي آسيب را خواهند داشت(رواني،جسمي،اجتماعي)
مصرف خطرناك:نوعي از مصرف است كه احتمال ايجاد آسيب هاي بعدي را بالا مي برد.
مصرف زيان بخش :نوع شديد مصرف الكل كه موجب آسيب هاي چشمگير رواني وجسمي مي شود.
بعضي ازدانشمندان معتقدند كه مصرف تا 168 گرم اتانول در هفته براي مردان و112 گرم اتانول در هفته براي زنان موجب آسيب هاي جدي نمي شود.
در پاره اي موارد حتي پزشكان مصرف الكل را براي بيماران خود تجويز مي كنند.
جالب است بدانيم كه بسياري از داروهاي مصرفي ما داراي الكل هستند(از جمله الگزير ها)ودر اوايل انقلاب اين سوال هم مطرح شده بود كه آيا مصرف اين ماده به عنوان تركيب دارويي از نظر شرعي مجاز است يا خير.
والبته نظر قاطبه علما بر اين بود كه در صورت ضرورت ،منع شرعي ندارد.
( اين قبيل موارد كه بيمار واقعا براي زنده ماندن نيازمند اين ماده خطرناك باشد بسيار بسيار معدود ومحدود به تعداد قليلي از بيماري هاي جسمي است.
بنابراين نبايد منافع پزشكي را بهانه اي براي مصرف اين سم مهلك قرار داد.هر چند اكثر الكلي ها براي توجيه رفتار ناپسند خود از پزشكان مايه مي گذارند و معلوم نيست در روز قيامت تاوان اين همه گناه را پزشكان چگونه پرداخت خواهند كرد!)
بيش از 400 گرم در هفته براي آقايان
بيش از 280 گرم در هفته براي خانم ها.
1- گذراندن دوران نوجواني وجواني( 15تا 30 سالگي)
2-ابتلا به اضطراب وافسردگي وديگر بيماري هاي روانپزشكي (مصرف الكل در كوتاه مدت موجب آرامش ورفع مشكل عصبي آنها مي شود در حالي كه آثار مضر وبسيار خطرناك آن در دراز مدت ظاهر خواهد شد واين اختلاف زماني بين فايده وضرر الكل موجب مي شود كه بعضي از بيماران بجاي مراجعه به پزشك ودريافت داروهاي طبي ،سرخود از الكل استفاده كنند)
3-وجود مسائل زناشويي وجنسي
4-درگيري با قانون وسابقه محكوميت
5-غيبت از محل كار
6-سابقه اخراج از محل كار يا درگيري شغلي
7-درگيري با فرزندان
عوارض جسمي
نظير ورم معده،زخم معده،آسيب كبدي،سرطان وواريس هاي مري،ورم لوزالمعده،نوروپاتي محيطي،دمانس،دژنرسانس مخچه اي و...
عوارض عصبي- رواني
خلا حافظه،مسموميت ايديو سنكراتيك،سندرم كورساكف،آنسفالوپاتي ورنيكه،دمانس الكلي،اضطراب ،افسردگي،خودكشي وخودآزاري،تغيير شخصيت ،توهم،حسادت بيمارگونه،اختلال جنسي و...
خشونت در خانواده،تصادف با ماشين،غيبت از محل كار،تغيير نگرش ديگران به فرد،اخراج از محل كار و...
2-آيا به خاطر مصرف الكل از كسي انتقادي شنيده ايد؟
3-آيا صبح ها ،خمارشكن مي نوشيد؟
(معتادان به الكل عادت دارند در نزديكي صبح براي رفع تنش خود الكل بنوشند كه به اين وعده،خمارشكن مي گويند)
4-آيا از نوشيدن الكل احساس گناه كرده ايد؟
در صورتي كه پاسخ به دوتا از اين چهار سوال ،مثبت باشد يقينا مصرف مساله ساز الكل وجوددارد وبايد هرچه سريعتر به پزشك مراجعه كرد.
آزمايشهاي ديگري نظير:
اندازه گيريGGT
اندازه گيريMCV
اندازه گيري سطح اورات
هرچند غير اختصاصي است اما به تشخيص مصرف مساله ساز الكل كمك مي كند.
(افراد الكلي خود از اين عادت ناپسند احساس گناه مي كنند ولذا برخورد قهري با اين مساله نه تنها موجب آگاهي فرد نمي شود بلكه عزت نفس واعتماد به نفس اورا كاهش مي دهد و چه بسا مقدار مصرف الكل او را هم بالا مي برد.)
بله .دو داروي اصلي براي ترك الكل وجوددارد :
كلرديازپوكسايد و دي سولفي رام
كه هر دو اين داروها بايد زير نظر پزشك وبا كنترل هاي مخصوص به خود مصرف شوند.
هدف از اين مقاله ايجاد آگاهي از اين است كه:
مصرف الكل هم اعتياد آور است وهم مخرب.
اكثر توجيه هايي كه از الكلي ها مي شنويم عموما بي پايه است ونوعي به اصطلاح كلاه شرعي محسوب مي شود.
براي ترك الكل بايد آن را به يك باره قطع كرد .
براي ترك آن بايد از پزشك كمك گرفت.
و مهمتر از همه اين كه:
الكليسم پيش از اين كه جرم باشد ،بيماري رواني محسوب مي شوند و بهترين كمك به بيمار الكلي ،تشويق او به مراجعه به پزشك وترك اين سم مهلك است.

متاسفانه آسیب ها و پیامدهای ناشی از مصرف سیگار ، بسیار جدی و بعضاً جبران ناپذیر هستند و اغلب سیگاری ها با اینکه از مضرات سیگار با خبرند ، ولی از روی عادت و به بهانه کسب آرامش و رفع خستگی ، اقدام به مصرف این ماده خطرناک می کنند و سلامت جسم و جان خود را به خطر می اندازند...
امروزه علی رغم هشدارهای پیاپی مجامع پزشکی و فرهنگی ، مصرف سیگاربه طور روز افزون در جامعه بالا می رود .
متاسفانه آسیب ها و پیامدهای ناشی از مصرف سیگار ، بسیار جدی و بعضاً جبران ناپذیر هستند و اغلب سیگاری ها با اینکه از مضرات سیگار با خبرند ، ولی از روی عادت و به بهانه کسب آرامش و رفع خستگی ، اقدام به مصرف این ماده خطرناک می کنند و سلامت جسم و جان خود را به خطر می اندازند . میزان مصرف افراد سیگاری ، با ایجاد تشدید مسائل روانی افزایش می یابد و گاه به حدی می رسد که جای خواب و خوراک را نیز می گیرد.
دوری از خانواده ، بیکاری ، محرکهای روانی ، اصرار دوستان و خویشان و حتی علاقه شخصی ، کسب لذت و تقلید و خودنمایی ، از عوامل موثر در روی آوری به سیگار است . استعمال سیگار در نوجوانان ، بیشتر جنبه خود نمایی دارد و آرام آرام برای کسب لذت صورت می گیرد .
آغاز مصرف سیگار در سنین جوانی و میانسالی ممکن است تاثیر چندانی بر خلقیات فرد نداشته باشد ؛ ولی تجربه استعمال سیگار تا قبل از بیست سالگی یعنی در بحرانی ترین سنین نوجوانی ، به این سبب که دوران شخصیت سازی نوجوان است و هر تجربه ای را تا آخر عمر فرا راه خود قرار می دهد ، بسیار خطرناک است .
یکی از دلایل اصلی روی آوری نوجوانان به سیگار، کنجکاوی در امتحان کردن آن است که اغلب ازطریق دوستان و همسالان تبلیغ می شود و آرام آرام برای ادامه این تجربه ، بهانه های دیگری نیز فراهم می شود . برخی از نوجوانان برای مخالفت با خانواده و رفع حقارتها به این کار دست می زنند و می خواهند از این طریق اعتماد به نفس بیشتری کسب کنند . رقابت با گروه همسالان از طریق خود نمایی ، بزرگترین دلیل شایع برای آغاز کشیدن سیگار است .
بسیاری از پسران نوجوان سیگاری ، عقیده دارند که با هر پکی که به سیگارمی زنند ، احساس مردانگی می کنند و این شیوه به زودی جزئی از شخصیت آنها می شود . تقلید از پدر و مادر و اطرافیان نیز تاثیر زیادی در سیگاری شدن نوجوان دارد .
اضطراب ، تنش ، محرکهای شدید روانی و ناراحتی های خانوادگی عوامل عمده زمینه ساز برای روی آوردن به سیگار هستند .
مسأله تاسف بار این است که نوجوان سیگاری که ازطریق سیگار به آرامش کاذب دست می یابد و با پنهان کردن مشکل خود از خانواده هر روز بیش از پیش به دوستان هم دردش روی می آورد ، بهترین طعمه عاملان پخش مواد مخدر نیز خواهد شد. در این میان خانواده ها بیش از دیگر گروههای اجتماعی در پیشگیری از سیگاری شدن نوجوانان نقش دارند . 
● نقش خانواده در مراقبت از نوجوانان
دوره نوجوانی ، دوره ای حساس و شگرف و حد فاصل کودکی و جوانی است . خانواده های هوشیار باید با آگاهی از شرایط ویژه این دوره ، همواره مراقب فرزندان نوجوان خود باشند . موقعیت حساسشان را درک کنند و هرچه بیشتر آنها را در پناه خود بگیرند .
وقتی که مشکلات نوجوان در محیط خانه و در جمع صمیمی خانواده بدون ترس از تنبیه و شماتت مطرح شود ، و از طریق راه حلهای منطقی والدین رفع گردد ، دیگر نیازی به حضور و دخالت دوستان و همسالان نیست . نقش تربیتی خانه و خانواده به عنوان محیطی که فرزندان بیشترین وقت خود را در آن می گذرانند تا جایی مهم است که به جرأت می توان گفت ، منشاء تمام موفقیتها و شکستها را باید در شیوه تربیتی خانواده ها جستجو کرد .
والدین باید هوشیار باشند و ارتباطات ، رفتار و آمد و شدهای نوجوان خویش را تحت نظر بگیرند ، و اگر احساس کردند بلای مهلک سیگار ، گریبان فرزندانشان را گرفته با سعه صدر و بدون فوت وقت این نطفه شوم را خفه کنند .
آموزش قبل از سن ۱۵ سالگی ، تلاش برای کاستن فشارهای روانی ، تشویق و تقویت به موقع موفقیتها ، فراهم کردن تفریحات سالم و سازنده و درونی کردن ارزشها در پیشگری از روی آوردن نوجوان به سیگار تاثیر زیادی دارد.
منبع: روزنامه هموطن سلام

ماندن در یک زنـدگی زناشویی بی عشق مخمصه ای غیر قابل تحمل است، امـا بـه ایـن مـعنـا نیست که حتماً چنین زندگی باید به طلاق منجر شود.
حل مشکل ازدواجهای بی عشق نیاز به خوداندیشی برای ارزیابـی موقعیت، جرات و جسارت برای تصمیم گیری قاطع بـا همسرتان، و ابتـکـار عـمــل برای رویارویی با این واقعیت دارد کـــه طلاق ممکن است بهترین راه حل برای این ازدواج باشد.
اما قبل از اینکه سریعاً به سراغ آسان ترین راه حل بروید و برای طلاق تصمیم گیری کنید، باید اطمینان حاصل کنید که کاملاً منطقی درمورد این تصمیم فکر کرده اید.
ماندن در یک ازدواج بی عشق و تصمیم گرفتن درمورد اینکه طلاق بگیرید یا نه فقط بر مبنای این واقعیت، سوء استفاده از فرصت است. این تصمیم برای طلاق مثل تصمیماتی که به خاطر سایر مشکلات موجود در زندگی های زناشویی مثل بوالهوس بودن فرد مقابل یا خیانت او، نیست. انتخاب طلاق وقتی صحبت از زندگی زناشویی خالی از عشق می شود، موقعیتی کاملاً متفاوت است.
وقتی درمورد طلاق تصمیم می گیرید، این فرصت از نظر فردی خیلی در شما رشد میکند، چون شما در رابطه ای زندگی می کنید که خالی از هرگونه عشق و محبت است. اجازه بدهید کمی درمورد مسائل مربوط به چنین موقعیت هایی و رویکرد شما به آن صحبت کنیم تا شاید با توجه به این مسائل بتوانید بهتر ردر این رابطه فکر کرده و تصمیم بگیرید.
مورد 1: عشق را آنطور که آن را می بینید تعریف کنید و ببینید آیا همسرتان هم در این رابطه با شما موافق است یا نه، حداقل تاحدودی.
برای ارزیابی درست ازدواج های بی عشق، اطمینان یافتن از روشن و واضح بودن ایده و تفکر شما در مورد عشق، راه بسیار خوبی است که ببینید در زندگی چه چیز را از دست داده اید. و اگر ایده همسرتان درمورد عشق با شما مغایر باشد، تاحدی که هیچیک از شما نتواند در کنار هم عشق را تجربه کند، احتمالاً نیاز به مشاوره دارید تا ریشه بی عشق بودن رابطه تان مشخص شود.
مورد 2: قبل از اینکه به سراغ طلاق بروید، اول اطمینان یابید که واقعاً در زندگیتان هیچ نوع عشقی وجود ندارد.
از خودتان بپرسید، "آیا واقعاً در زندگی زناشویی من عشقی وجود ندارد یا من خسته شده ام؟" زنده نگه داشتن عشق در ازدواج نیاز به رابطه بسیار قوی با خودتان و همسرتان دارد. دلایلی را که فکر می کنید زندگیتان خالی از عشق است را لیست کنید و ببینید این دلایل تا چه حد معقول و منطقی هستند و آیا نشان نمی دهد که کمی عشق در زندگیتان وجود دارد و می توانید برای بهبود وضعیت اقدام کنید؟ بی عشق بودن رابطه حتماً به این معنا نیست که همه چیز برای آن رابطه تمام شده است.
مورد 3: برحسب تعریف خود از عشق، ببینید که آیا تا به حال واقعاً عاشق بوده اید.
بی عشق بودن زندگی زناشویی شما ممکن است همیشگی نبوده باشد. ممکن است در طول زندگی خود با همسرتان از فواید دیگری در گذشته بهره مند می شده اید که اکنون وجود ندارد و به همین دلیل است که از رابطه تان خسته شده اید.
البته اگر زمانی در گذشته عاشق شوهرتان بوده اید، احتمالاً هر دوی شما آنچه را که باید برای حفظ این عشق انجام نداده اید. قبل از اینکه بخواهید اقدامی برای این زندگی بی عشق بکنید، ببینید که تفکر شما درمورد عشق با گذشت زمان چقدر تغییر کرده است.
مورد 4: ببینید آیا برای متاهل بودن حتماً نیاز دارید که زندگیتان سرشار از عشق باشد، و آیا نمی توانید شعله عشق را در زندگی زناشوییتان روشن کنید؟
این مورد یکی از مهمترین مسائل در تصمیم گیری شماست. خیلی از افراد علیرغم بی عشق بودن زندگی زناشوییشان آن را حفظ کرده اند چون فوایدی که از متاهل بودن نصیبشان می شده بسیار ارزشمندتر از نیاز آنها به عشق بوده است. این فواید میتواند خیلی چیزها باشد و می تواند از فقدان اعتماد به نفس، مسائل مادی، ترس از تنهایی و ... ناشی شود.
اگر شما از آندسته از افراد هستید که برای متاهل بودن حتماً به عشق نیاز دارند، قبل از اقدام به طلاق، حتماً به روشن کردن شعله عشق در رابطه تان فکر کنید. اگر برای این تصمیم گیری با خود می جنگید، مطمئن باشید که رابطه تان ارزشش را دارد که فرصتی دوباره به آن بدهید.
اگر از ته قلب درمورد فقدان عشق در رابطه تان با همسرتان گفتگو کنید، امکانش هست که ببینید او نیز با چنین مشکلی روبه روست.
ماندن در یک زندگی بی عشق، اگر برای خوشبختی حتماً به عشق نیاز داشته باشید، می تواند روز به روز انرژی شما را تحلیل برد. اگر زندگی زناشوییتان برایتان ارزشمند است، قبل از اینکه برای طلاق اقدام کنید، کمی عاقلانه تر درمورد موقعیتتان فکر کنید و برای شعله ور کردن دوباره عشق در رابطه تان هر چه از دستتان برمی آید انجام دهید. خیلی از زندگی ها به اینصورت نجات یافته است.
منبع: www.mardoman.com
JavaScript Codes